خطايى ، على اكبر

161

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

ميوه‌هاى رنگارنگ و لوتهاى « 1 » گوناگون در همهء خوانها درچيده . و از همهء سازند [ ه ] ها و خوانند [ ه ] ها كه خاص سراى خاقان چين‌اند خيل خيل حاضر شده « 2 » و از همه بازيگران كه در شهر خانبالغ است گروه گروه حاضر ايستاده « 3 » و هر گروه به جنس خود « 4 » صف بركشيده و در آن اثنا يكى خادم از درون سراى [ و يكى ] مير لشكر از بيرون سراى و آن هردو مير معظم با تجمل « 5 » مذكور با كمرهاى يشم « 6 » بر ميان بسته‌اند « 7 » بيايند از براى طوى دادن آن مردم . چون از تخت روانهاى آن دو سردار پنجاه هزار كس فرود آيند و بنشينند و كمرهاى يشم « 6 » از ميان بگشايند « 8 » و كمرهاى زر مرصع به انواع جواهر بر ميان بندند و بنشينند و به عيش و طرب مشغول شوند و مهمانان را اشارت به عيش و « 9 » نوش بكنند . سازنده‌ها در ساز درآيند و خواننده‌ها در ناله بيايند با آوازهاى حزين دردناك . به يك بار فغان بركشيده و سازها را مناسب آن نغمه‌ها ساز در ساز كرده . مغنيان خوش الحان هم مناسب هم آواز كرده « 10 » [ و ] بازيگران گروه گروه در انواع بازيها درآمده . « 11 » اكثر چنان است از خوشى آن عيش و عشرت [ كه ] عقلها زايل شده مثال مدهوشان نظارگيان از خود رفته . بيت ميان مجلس مى مطربى مرا بايد * كه از ترانهء او روح در سماع آيد و در اثناى آن ساز و صحبت به يك بار نه دانه دختران « 12 » نه ساله همه همقد و همسال « 13 » و همزاد ، جمله اطلسهاى زربفت پوشيده [ و سرها برهنه ] و كاكلها پريشان ساخته و زلفها حلقه حلقه انداخته ، و آن لعبتان چينى چون درناسفته « 14 » و آن گل غنچه‌هاى نوباوهء نورستهء نوشكفته به صد ناز و شيوه « 15 » از آن چاك نمايان

--> ( 1 ) - س‌ها : لوطهاى ( 2 ) - س‌ها : ايستاده ( 3 ) - س‌ها : شده ( 4 ) - س‌ها : « و هر گروه به جنس خود » ندارد ( 5 ) - س‌ها : هردو با تجمل ( 6 ) - ق : يشب ( 7 ) - س‌ها : ندارد ( 8 ) - س‌ها : واكنند ( 9 ) - س‌ها : « و طرب مشغول شوند و مهمانان را اشارت به عيش و » ندارد ( 10 ) - س‌ها : از « به يك بار » در سطر قبل تا اينجا ندارد ( 11 ) - س‌ها : ازينجا تا آخر عبارت را ندارد ( 12 ) - س‌ها : دختر ( 13 ) - س‌ها : همسن ( 14 ) - س‌ها : « چون در ناسفته » ندارد ( 15 ) - س‌ها : « به صد ناز و شيوه » ندارد .